برهان الدين محقق ترمدى
211
معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )
آيد بر من سر ده انگشتگزان * و آن گفته سخنهاى منش ياد آيد ص 54 - 53 دل حمد تو از ميان جان مىگويد * مستغرق در هر دو جهان مىگويد گر شكر تو از زبان نمىداند گفت * يكيك مويم به صد زبان مىگويد ص 64 هين كه آمد خام ديگر ديك ديگر برنهيد ص 85 ح ، 167 ر چون نيست شدى به گاه گفتار * گفتار تو شد كلام جبّار ص 57 تو هست و خداى هست زنهار * زينگونه سخن مگوى هش دار ص 58 هيچكس را نامده است از عاشقان در راه عشق * بىزوال ملك صورت ملك معنى در كنار ص 7 ح ، 110 خلع را زير گنبد دوّار * چشمها درد و ديدنى بسيار ص 9 ح ، 176 نبرّد عشق را جز عشق ديگر ص 92 جان ده اندر عشق و آنگه جانستان را جان شمر ص 59 ح ، 145